نوشته‌ها

سلامت کارکنان در محیط کار (بخش هشتم)

سلامت کارکنان در محیط کار 

بخش هشتم

نویسنده: محمد اصلانپور

برای استقرار و نهادینه کردن هر موضوعی در سازمان لازم است که  اعضای سازمان نسبت به آن موضوع تعهد قوی داشته باشند. سلامت کارکنان نیز تعهد و پایبندی همه اعضای سازمان را می­ طلبد. اگر چه مدیران سازمان در این خصوص اثرگذارتر هستند اما کارکنان سایر سطوح نیز در میزان ترویج و الویت دادن به سلامت، نقش مهمی دارند. ادامه نوشته

سلامت کارکنان در محیط کار (بخش هفتم)

سلامت کارکنان در محیط کار 

بخش هفتم

نویسنده: محمد اصلانپور

ایجاد یک فرهنگ کاری سلامت محور، نیازمند توجه همزمان به ابعاد فیزیکی محیط کار و ادارک کارکنان از آن محیط است. فعالیت مقدماتی در این خصوص عبارت  است از فراهم کردن محیط کاری که از لحاظ فیزیکی شرایط مناسبی داشته باشد. این شرایط شامل رعایت ایمنی، سطوح صدا، نور، کیفیت هوا و مبلان و تجهیزات ارگونومیک است. اقدامات جدیدتر در این حوزه عبارت است از فراهم کردن امکانات ورزشی (مثل تنیس روی میز)، کافه تریا، اتاقک های استراحت. ادامه نوشته

سلامت کارکنان در محیط کار (بخش ششم)

سلامت کارکنان در محیط کار 

بخش ششم

نویسنده: محمد اصلانپور

یکی از مسایل قابل بررسی در حوزه سلامت این است که چرا سازمان ها اقدامات موثر درباره  سلامت روان کارکنان را در اولویت برنامه های خود قرار نمی دهند. اولین دلیل، الزامات امور اجرایی، کمبود وقت و منابع برای بررسی و بهبود سلامت روان کارکنان باشد. طبق بررسی موسسه CIPD در سال 2017حدود ۵۲ درصد از سازمان ها معتقدند بودند توجه به سلامت کارکنان هنگامی ممکن است که کسب و کارشان خوب پیش برود. دلیل دوم این است که سازمان ها اطلاعات کافی درباره مشکلات سلامت روان ندارد.

ادامه نوشته

وب سایت روانشناسی صنعتی و سازمانی

سلامت کارکنان در محیط کار (بخش پنجم)

سلامت کارکنان در محیط کار

بخش پنجم

نویسنده: محمد اصلانپور

شاید اگر کمی به ابعاد و جزئیات حوزه سلامت کارکنان بپردازیم وضعیت روشن­ تر شود و سازمان ها را نسبت به این موضوع حساس تر کند. جالب است بدانید که طبق تحقیق موسسه [1]CIPD اصلی ترین دلیل غیبتهای بلندمدت کاری در انگلستان به دلیل مشکلات سلامت روان بوده در حالیکه از هر 10 نفر یکی از آن ها دچار مشکلات شدید یا خیلی شدید بود. حدود یک چهارم این کارکنان تمایلی نداشتند که مشکلات حوزه سلامت روان خود را با کارفرما در میان گذارند. آنها فکر می کنند اگر در این خصوص صحبت کنند احتمالاً نظر سازمان درباره کارآمدی آنها عوض می شود و فرصتهای ارتقا را از دست می دهند. بنابراین بخش  قابل توجه ای از مشکلات سلامت کارکنان در کوتاه مدت شناسایی نمی شود و آثار بلندمدت و پنهان نیز دارد. ادامه نوشته

وب سایت روانشناسی صنعتی و سازمانی

سلامت کارکنان در محیط کار (بخش چهارم)

سلامت کارکنان در محیط کار

بخش چهارم

نویسنده محمد اصلانپور

وقتی درباره سلامت عموم جامعه صحبت می کنیم، نقش متخصصین مختلف مرتبط با این حوزه تقریبا روشن است. روانشناسان بالینی، روانشناسان عمومی، روانشناسان سلامت، پزشکان، روانپزشکان، متخصصین علوم اعصاب، مشاورین خانواده و … همگی در حوزه سلامت نقش خود را کم و بیش ایفا می­­ کنند. اگر چه همه این متخصصین هنگامی که به سلامت فرد می پردازند چند بُعد را در نظر می گیرند- پیش­تر رویکرد زیستی-روانی-محیطی را معرفی کردیم- اما وقتی درباره سلامت کارکنان یا سلامت در محیط کار صحبت می ­شود روانشناسان صنعتی و سازمانی نقش محوری دارند. زیرا نه تنها سلامت یک کارمند با کارمندان دیگر گره خورده است بلکه نقش فرایندها، مقررات و فرهنگ سازمان در اینجا نقش مهمی دارند. روانشناس صنعتی و سازمانی ابتدا فرایندها و سازوکارهای مرتبط با کیفیت زندگی کاری را بررسی می کند، ادامه نوشته

وب سایت روانشناسی صنعتی و سازمانی

سلامت کارکنان در محیط کار (بخش سوم)

سلامت کارکنان در محیط کار

نویسنده: محمد اصلانپور

بخش سوم

مانند همه­ ی مسایل سازمانی، سلامت کارکنان نیز تحت تاثیر رویکرد رهبری سازمان قرار دارد. اگر مدیر ارشد سازمان به گونه ای رفتار کند که کارکنان احساس حمایت و همدلی داشته باشند، به تدریج اعتماد افزایش می یابد و استرس کارکنان کمتر می شود. بر عکس وقتی که رهبر سازمان با برقراری ضرب الاجل های غیر واقع بینانه یا بازخورد های منفی، کارکنان خود را تحت فشار قرار می دهد، سلامت کارکنان را به خطر می­اندازند- البته خوش تینتی و خوش نیتی رهبران کافی نیست و تدابیر و روشهای اجرایی دقیقی برای حفظ و افزایش سلامت کارکنان لازم است. در وهله ی دوم منش مدیران میانی نیز نقش تعیین­ کننده ­ای در میزان سلامت کارکنان دارد. رفتارهای نامطلوب مدیران با کارکنان خود بیش از آن چیزی که تصور می کنید بر سلامت و کیفیت کل زندگی آنها اثر منفی و بلند مدت دارد.

در سلسله تحقیقاتی که در حوزه بی­ نزاکتی[1] انجام شده است (به عنوان مثال کریستین پورا[2]) نشان می­ دهد بد رفتاری یک مدیر با همکار زیر مجموعه­ اش موجب افزایش فشار روانی، بیماریهای روان­تنی و نهایتا بیماریهای مزمن – حتی پس از دوران بازنشستگی- می ­شود. ادامه نوشته